ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
511
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
قرنفل و زنجبيل و داربلبل از هر يكى سه درم سنگ نخود نيمكوفته و حسك خشك و كندم هريسه و حلبه از هر يكى يك ستير يكى سر « 1 » كوسبند روذه كرده « 1 » فربه و يكىباره دنبهى وى و مغز استخوان وى و خايهء وى و ده بياز ، اينهمه را اندر ديكى كند و آب جندانك سر ببزد و سر ديك استوار كند و بتنور فرونهذ و « 2 » بامداذ بردارذ سر بكشايذ و « 3 » روغن بردارذ باك « 3 » ، و از آن خوردى جهار ستير و روغن دو ستير و از حبّة الخضرا و كوز هندو روغن آخته بود « 4 » از هر يكى يك ستير برافكند و برينكونه حقنه كند بوقت خواب ، و بيش ازين حقنه يكى حقنه ديكر بايذ كردن او را باب جكندر و بوره و روغن شيره تا شكم باك شوذ ، و باز آن حقنه كند بماهى سه بار يكى به اول ماه و ديكر بميانه « 5 » و سديكر به آخر ماه . نسخت طلى « 6 » كه خايه و قضيب را بيندايذ بوى تا قوى كردذ : روغن سوسن ده درم سنك با وى يار كند « 7 » دو درم « 7 » خزميان و يك درم سنك « 8 » فربيون و دانك سنك « 9 » مشك « 10 » و كرم كند « 11 » و بمالد ان خايها . [ نسخت ] « 12 » كوارش زرعونى : تخم [ كزر ] « 13 » و تخم شلمغ « 14 » و تخم بياز و تخم ترب و تخم هليون و مغز جلغوزه و حبّ القلقل و حبّ الزلم و شقاقل و بوزيدان و هر دو بهمن و هر دو تودرى و كبى دانه و لسان العصافير از هر يكى ده درم سنك زنجبيل و داربلبل ( f . 410 ) و قرفه از هر يكى بانزده درم سنك انكزذ خوش و سبندان
--> ( 1 - 1 ) - ف : كوسبند و ده كرده ( 2 ) - ف : « و » ندارد ( 3 - 3 ) - ف : روغن پاك بردارذ ( 4 ) - ف : « بوذ » ندارد ( 5 ) - ف : ميانه ( 6 ) - ف : « نسخت » ندارد ( 7 - 7 ) - ف : و دو درمسنك ( 9 - 8 ) - ف : فرفيون و دانكسنكى ( 10 ) - ب ه : جمع كند ( 11 ) - ب ه : باتش ( 12 ) - از « م » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود ( 13 ) - از « ف » و « م » افزوده شد . در اصل : ظ . كذر ( 14 ) - م : شلغم